هاني و هيام در ارديبهشت ماه 96

24 ارديبهشت ماه 96
من و آبجي هيام عشق درياييم


هميشه از عكس گرفتن فراري بودم ![]()
خوشحالم كه اين روزها ماماني دوربينو گرفته سمت هيام و من راحت شدم








هيام و مامان بزرگ






شب لب دريا همراه با مامان بزرگ و خاله مريم و بروبچ ماهي كبابي خورديم ![]()

هيامي در حين ارتكاب جرم
دقيقا يازده ماه و يازده روزشه![]()

قضيه از اين قراره كه خانم خانوما هميشه براي خالي كردن كرم نقشه ميكشيده
ولي ما اين وسايل رو در امن ترين نقطه اتاق و دور از دسترس خانوم قايم ميكرديم ![]()
اما اون روز كه ماماني خسته از سركار برميگرده ،كنار هيام خوابش ميبره و اين فسقلي از فرصت استفاده ميكنه و تمام كرم را روي بدن خودش و سر و لباس ماماني ميماله ![]()

اگه گفتيد آبجي پشت پرده داره چكار ميكنه
درست حدس زديد![]()
منم همسن آبجي بودم براي انجام شماره 2 اندرون پنپرز
به پشت پرده يا كمد و يا بالاخره جايي كه كسي منو نمبينه پناه ميبردم ![]()
دنبال جاي آرومي بودم كه تمركزمو براي اين امر خطير بهم نزنه 

بله كشو مخصوص آبجي هيام

از اونجايي كه خودش عاشق كفشه 
خرسش هم بايد كفش بپوشه![]()

![]()


خب الان نوبت ريخت و پاش كشو لباساشه![]()

آبجي و عشق عينك![]()
96/02/19

هادين و هيام


هيامي ايستاده و انس ازش عكس ميگيره
96/02/21



من نديدم كسي به اندازه آبجي هيام عاشق كلاه باشه

قبلنا لباسا رو بيرون ميريخت و فقط توي كشو مي نشست 
اما جديد كشو شده محل خوابش

و اما جاي جديد
كمد جانماز 

و اما من 
پسر به اين خوبي كه آبجيشو خيلي دوست داره و بعضي وقتها اين دوست داشتن ها كار دستم ميده
مثلا اينقدر مواظب هيام هستم كه تا چيزي بر ميداره به زور ازش ميگيرم كه يه وقت نزاره توي دهنش خفه شه و اين باعث شده هيام اعصابش خورد بشه و هي جيغ بكشه
يا راه كه ميره ميدوم بغلش ميكنم كه نيوفته ولي باز هيام باز جيغ ميكشه
و من موندم كه آبجي چرا اينقدر نسبت به من اكشن داره
نميدونم 

محمدرضاي سه ماهه پسر عمه زهرا 








چون تاريخ تولد خاله شيدا و هيام نزديك به همه، چهارشنبه 27 ارديبهشت براشون تولد گرفتيم

تاريخ تولد هيام جمعه 29 ارديبهشت و خاله شيدا پنجشنبه 28 ارديبهشت بود 




آبجي قشنگم راه ميره و من نگرانشم بيفته
بايد دنبالش برم و مواظبش باشم 

آقا انس

عامو چرا همه دخترا اينجورين

اسم بيرون كه بياد جا هم نباشه در هر شرايطي به زور خودشونو توي ماشين جا ميدن 

بله ماشين آبجي گير كرده و اين دوتا قهرمان اومدن نجاتش بدن

يه روز خوب لب دريا با ماماني و خاله فرزانه 







اينجانب با پنج تا دندون افتاده در خدمت شما هستم
البته همه دندونام در اومدن جز يكي كه اونم منتظرشم كه زود در بياد

تريپ ناراحت 


خنده هايي از سر شيطنت 
عكس هاي يكسالگي آبجي هم به زودي آماده ميشه و ميام براتون ميزارم 





هاني و هيام در ارديبهشت ماه 96 
